آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1131

مفرد سُعَدا

دروغ گفتن و دروغ شنیدن، به یه اندازه انرژیمو میگیره!

دم افطار رفتم نونوایی؛ این بربری محلمون با نون ساده میونه خوبی نداره. ناچار گفتم یه ساده بده، یه کنجدی. گفت ساده نداریم!

گفتم عیبی نداره وامیستم تنور بعدی برام بذار

با یه لحن بدی جواب داده عقب وایسا به بقیه نون بدم، وقتی حاضر شد صدات میزنم

پونزده ثانیه بعد صدام زده!

آقا بیا نونت

وقتی بر داشتم، میبینم کنجدیه داغه و ساده سرد. یعنی نون رو داشته و نمی‌داده

من حاضرم بمیرم و برا یه میلیارد دروغ نگم؛ اینا واسه یه هزاری بیشتر که بابت کنجد بگیرن اینطوری میکنن!!!

جالبتر اینجاست که من حاضرم پول کنجدش هم بدم و باز نون ساده بگیرم؛ فقط چون کنجد روی نون نمیسازه بهم و حالت تهوع میگیرم...

شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۳ ،ساعت 2:48