آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1082

مفرد سُعَدا

یکم صحبت کردیم، بعد براش توضیح دادم از این چند دقیقه مکالمه، چه جمله و چه واژه ای، باعث میشه چه تحلیلی تو ذهنم شکل بگیره؛

چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت: میترسم ازت! تا حالا کسی اینطوری ریز ریز شخصیت منو نشکافته بود

یه لحظه احساس کردم مصداق در خشت خام دیدن شدم

بچه بیچاره گرخیده بود :))

شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳ ،ساعت 1:11