963
مفرد سُعَداباید به وقت ونکوور بخوابم ... نهایتش هم به وقت میلان یا برلین بیدار شم و برم دنبال زندگی. فعلا فقط میدونم بعد از شونصد ساعت بالاخره خواب اومده تو چشمم ...
شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۲ ،ساعت 6:4
قلمراآنزباننبودكهسرعشقگويدباز ورایحدتقريراستشرحآرزومندی