آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

309

مفرد سُعَدا

چندمین شب بود که خواب آماده شدن برای تشییع جنازه بابامو می‌دیدم؛ ولی هر بار با یه سناریو جدید، هر بار با یه نگرانی و دلهره دیگه، و هر بار متفاوت از واقعیت و چیزایی که شبای دیگه گذشته ...

دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱ ،ساعت 11:44