آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

284

مفرد سُعَدا

مامانم درد داره

نشستم بالا سرش

دراز کشیده ولی درد داره و خوابش نمیبره

حاضرم همه زندگیمو بدم ولی درد نکشه

۱۳ شب کنار تخت بابام خوابیدم به امید اینکه حالش بهتر بشه

نمی‌دونستم اونشب حالش خوب بود و قرار بود فردا مرخص بشه، شب آخر بودنشه

من تحمل ندارم بمونم و دوباره کسی رو از دست بدم ...

پنجشنبه ۸ دی ۱۴۰۱ ،ساعت 23:57