251
مفرد سُعَداکنده شدن خیلی عجیبه
هیچ وقت فکر نمیکردم روزی بیاد که برم دانشگاه و احساس غربت کنم
ولی امروز این اتفاق افتاد
اولا که به زحمت و کلک تونستم برم داخل
بعدشم که به طرز عجیبی همه جا شلوغ بود و بعداً متوجه شدم که گویا در کلاسا قفله و کلید رو میدن به اساتید، واسه همین بچه ها جایی ندارن برن
حتی وقت نشد برم بوفه علوم ساندویچ محبوبمو بخورم
سررسید میلادی هم گیرم نیومد
کاغذ چکنویس هم شده کیلویی ۴۷ تومن :/
تازه به درد طراحی هم نمیخوره
ببینم بعدا جایی مدل کاغذایی که قدیم میگرفتم پیدا میکنم یا نه
همینا دیگه
برم که کلاس اسپیکینگم الان شروع میشه ...