آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1896

مفرد سُعَدا

یا مثلاً دوست داشتم تو دنیایی زندگی کنم که رنگ دندونا آبی بود و موهای آدم از نارنجی زمان تولد به آبی پیری می‌رسیدن

دریا زرد بود و آسمون زرد

اونوقت غروبا، رنگ آسمون نزدیک سبز میشد و هرچی غلیظ تر، شب عمیق تر بود

تو آسمون ۴ تا ماه بود و نزدیکترین سیاره اونقدر فاصله ش کم بود که خدا خدا کنیم تیمی قهرمان مسابقات فوتبالش بشه، که موقع شب، شهرش سمت ما باشه و آتیش بازی مردمش رو ببینیم

دوست داشتم همه موجوداتش با یه زبون حرف بزنن و وقتی دلم میگیره، از یه مورچه که تو سالن ترانزیت نشسته و از تعطیلات برگشته،‌ پیرهن تیم قهرمان همون جام جهانی رو یادگاری بگیرم

من دوست داشتم رنگهای دنیا فرق کنه

رنگهای چشم و مو و دندونام فرق کنه

زندگی کلا یه چیز دیگه باشه

و توش حتی وقتی فیلم ترسناک می‌خوایم ببینیم، زمین تخیلی انسان‌ها رو انتخاب نکنیم ...

دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴ ،ساعت 3:40