آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1859

مفرد سُعَدا

من این پروژه رو استارت زدم به خاطر اینکه دغدغه امیدوار کردن ۴ تا جوون رو داشتم که اسیر انحصار طلبی و تقسیم غنایم اکم بر سیستم‌های داخل کشور شدند و هر روز دلایل بیشتری برای ناامیدی پیدا می‌کنن.

حالا که کار جدی شده و سر و شکل پیدا کرده دونه دونه اونایی که عقب بودن یان جلو یه تیکه از کیکو به عنوان سهم خودشون طلب می‌کنند

بازی مافیاست

گور پدر دونه دونه شون. من که با خودم تعارف ندارم، اگه ببینم نمی‌ذارن کار پیش بره، بدون اونا پیشش می‌برم

ولی حسابی روانم داغونه

دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ،ساعت 19:26