1683
مفرد سُعَدادیروز تایم اول که ساعت نبود و کلاس تشکیل نشد، خدا بخیر کنه هماهنگ کردن جبرانیشو
تایم دوم یکی از اولیا اومده میگه ببخشید کلاستون خیلی گرمه دخترم جلسه قبل وقتی کلاس تموم شده کارش رسیده به بیمارستان
گفتم خانم کلاس گرمی که من معلم کاری نمیتونم بکنم، منم گرمامه، تازه بچهها نشستن من باید هی اینور اونور کنم و حرف بزنم و فعالیت کنم، به آموزشگاه انتقال دادم مشکل گرما رو، ولی فعلاً کلاس خالی با تایم ما وجود نداره که بتونیم جامونو عوض کنیم. نهایتاً تنها کاری که ازم برمیاد اینه که به دخترتون بگم نزدیک در بشین که یه ذره هوا بهت بخوره
دیگه چیکار کنم