آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1590

مفرد سُعَدا

از اون روز که از سفر برگشتم ، یه لواشک تو کیفمه که نمی‌دونم چیکارش کنم. گمونم آخرشم قسمت خودمه به خدمتش برسم. یکم آبلیمو بریزم روش و نمک بزنم و ...

ولی خب

فعلا صبوری میکنم و کاری بهش ندارم

جمعه ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ ،ساعت 10:34