1590
مفرد سُعَدااز اون روز که از سفر برگشتم ، یه لواشک تو کیفمه که نمیدونم چیکارش کنم. گمونم آخرشم قسمت خودمه به خدمتش برسم. یکم آبلیمو بریزم روش و نمک بزنم و ...
ولی خب
فعلا صبوری میکنم و کاری بهش ندارم
جمعه ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ ،ساعت 10:34