1577
مفرد سُعَدانفر قبل از من داشت برای دکتر لیست داروها و دز مصرفی که داشته رو میگفت، پشت در اتاق خنده م گرفته بود [هرچند حال خندیدن نداشتم]
بعد که من رفتم پیش دکتر، شرح حال رو گرفته، بعد میگم فلان آمپول میزنی؟ گفتم دکتر من هیچ سواد یا پرهیز پزشکی ندارم؛ هرچی شما صلاح میدونید میزنم و میخورم.
هیچی دیگه
نمیدونم چی نوشت؛ هرچند حدس میزنم سرم و چندتا آمپول باشه
الانم که تو صف داروخانه م