آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1576

مفرد سُعَدا

در طول زندگیم بارها باید تف مینداختم تو صورت آدما و بهشون میگفتن من مأمور آوار برداری و بازسازی اعتماد بنفس تخریب شده شما نیستم

اما هیچ وقت در برابر آدمی که توی اون شرایطه دلم نیومد همچین کاری کنم

فقط وقتی حالش جا اومد و رفت پی زندگیش، لبخند زدم

شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ ،ساعت 15:18