1440
مفرد سُعَداموقعیت 1: داری کارتو میکنی، یهو دسترسیتو به سامانه ای که توش هستی قطع میکنن! تو میخوای به مسئولیتت تعهد داشته باشی و به قولی که دادی عمل کنی، اونا حتی احترام نمیذارن که بگن فعلا صلاح دیدیم از خونه دسترسی آنلاین نداشته باشی به سرور سایت!
موقعیت 2: توی جلسه قبلی اسم یه نفر رو آوردی که باهاش حرف زدی برای فلان ایده، توی جلسه بعدی یکی میگه منم باهاش حرف زدم برای بهمان ایده! یعنی حتی یه هماهنگی نمیکنن که آدم جلوی اون نفر سوم سکه یه پول نشه وقتی داره برای قرارداد صحبت میکنه!
موقعیت 1 و 2، مربوط به دو کار متفاوت هست که این روزا اونقدر درگیر جفتشون هستم که خیلی رک، حتی به زندگی خودم پشت پا زدم تا تعهدی که دادم رو عمل کنم. و من خسته م. جسمیِ 6 صبح از خونه بیرون رفتن و 9 شب برگشتن اصلا مهم نیست، اما روحمو خسته میکنن در حدی که دلم میخواد دوتا شونو بندازم دور و کلا یه آدم مفقودی گزارش بشم!