آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1430

مفرد سُعَدا

هر وقت از سوژه های معمول خودخوری خسته میشم، یاد اون دوستی می‌افتم که توی دانشگاه میخواست بره خواستگاری یکی از هم محله‌ای های ما، و از من خواست براش تحقیق کنم! منم که بعد از این همه سال دیگه کسی رو نمیشناختم، به داداشم زنگ زدم و قضیه رو گفتم.

بعد چی شد؟ داداشم گفت آدمای بدی نیستن ولی فرهنگشون پایینه

الان که بچه شون داره یک ساله میشه و زندگی خوبی دارن، من هنوزم هر وقت این رفیقمو میبینم، هم خوشحال میشم که با حرف داداشم پشیمون نشد از تصمیمش، هم خجالت میکشم که اون کامنت رو منتقل کردم!

شنبه ۱ دی ۱۴۰۳ ،ساعت 8:22