آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1251

مفرد سُعَدا

اونروز سر کلاس باید در مورد یه آیتم حرف میزدیم که از گذشته برامون مونده و دوستش داریم و بیش از ارزش مادیش واسمون مهمه

و من در مورد این لاکپشت سیاه لاستیکی گفتم که مال خواهرزاده م بود و بعد از تعمیرات خونه شون، خواهرم گذاشته بودش توی دور انداختنیا، اما هنوز بعد از 20 سال زنده ست و به من نگاه میکنه ...

بهش حسودیم میشه ...

پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 10:0