آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1243

مفرد سُعَدا

اگه یکی از شهرهایی که رفقام هستن اپلای کنم، میتونم با خیال راحت ازشون خواهش کنم اجازه بدن همخونه بشیم، ولی همیشه یکی از چیزایی که رو مخمه اینه که با آدمی هم اتاقی بشم که طبق فرهنگ جامعه‌ی اونجا بخواد زندگی کنه.

من با هیچ موجود زنده ای توی فضای عمومی مشکل ندارم، اما نمیتونم و نمی‌خوام مثلا با کسی هم اتاقی باشم که الکل مصرف میکنه

و معضل خیلی از شهرها و دانشگاه ها اینه که اتاق و خوابگاه های دانشجویی اشتراکیه و تنها فضای خصوصیش مستراح بدون آب و آفتابه ست...

سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ ،ساعت 12:27