1239
مفرد سُعَدایه لحظه امیدوارم، یه لحظه ناامید. دوقطبی نیستما، ولی هر لحظه یه چیز رو چک میکنم و نتیجه ش میشه دلگرمی یا دلسردی.
درسته که آدم باید به خودش متکی باشه، ولی اردیبهشت که به نیمه نزدیک میشه، نمیتونم هر روز به این فکر نکنم که اگه بابام بود زندگیم شاید یه جور دیگه میگذشت ...