آبگوشت بُزباش

قلم‌راآن‌زبان‌نبودكه‌سرعشق‌گويدباز  ورای‌حدتقريراست‌شرح‌آرزومندی

مفرد سُعَدا

1029

مفرد سُعَدا

توی مترو ام و در حد مرگ خوابم میاد

دیشب نمی‌دونم چند ساعت خوابیدم؛ قطعا زودتر از نُرم چند وقت اخیر خوابم برد، ولی خب، صبح هم زود پاشدم و بعدشم که رفتم بیرون و کلی راه و کلی حرف

فقط الان فکرم رفت به این سمت که کاش منی که خسته جسمی هستم، ولی روز خوب و خوشایندی رو تا اینجا سپری کردم، بعد از دیدن این همکلاسی محترم قدیمی و وقتی شب دارم میرم سمت خونه هم فقط احساس خستگی جسمی پاشنه باشم

سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲ ،ساعت 16:6